آرامش چشمان تو
لختی بخند آرام تا دل جان بگیرد آشفتگی ام با شما سامان بگیرد
خورشید شو ، خورشيد من شو ، پيش از آنکه ابري تريني باشم و باران بگيرد
آرامش چشمان تو حرفي ندارد جز اينکه مي خواهد پي اش طوفان بگيرد
من منتظر مي مانم اي گل واژه ي عشق! تا عطر تو در شعر من جان بگيرد
در خلوتم يک شب قدم بگذاري اي دوست! دلتنگيم با تو مگر پايان بگيرد
فرستنده شعر دوست خوبم ghazale_eshgh2004
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 11:9  توسط علی عزیززاده
|