پرواز
شبي لاي کتاب کهنه ام را باز خواهم کرد ميان سطرهايش بي صدا پرواز خواهم کرد
تو گفتي مي روم، غم يادگار عشقمان باشد و با غم اين دل آشفته را دمساز خواهم کرد
وسطر لحظه هاي رفتنت را باز ،خواهم خواند و با پايان تو از ابتدا ، آغاز خواهم کرد
تمام واژه هاي آتشين را دستچين کردم به چشمانت قسم بار دگر اعجاز خواهم کرد
و يکبار دگر در عمق راهم سبز خواهي شد و با تکرار تو اين بار هم من ناز خواهم کرد
و نقطه ، آخرخط ، آن کتاب شوم را بسته شبي از خاطرات کهنه ات پرواز خواهم کرد
فرستنده شعر دوست خوبم ghazale_eshgh2004
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 11:36  توسط علی عزیززاده
|
