پيشم رفت وبا خصمم در آميخت
هزاران فتنه وآتش برانگيخت
چو بشنيد قصه درد دلم را
چرا ديگر برايم اشك غم ريخت
هزاران فتنه وآتش برانگيخت
چو بشنيد قصه درد دلم را
چرا ديگر برايم اشك غم ريخت
منونم از دوست خوبم --- تارا
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 12:19  توسط علی عزیززاده
|
